کودکان و چرخه ی شوم جمعيت، فقر، بي سوادي و جنگ در افغانستان

پست های وبلاگ

 

کودکان و چرخه ی شوم جمعيت، فقر، بي سوادي و جنگ در افغانستان- نویسنده نادر موسوی یکشنبه سی ام دی ۱۳۸۶

چند روز پيش قرار بود بنابر درخواستي كه از طرف بخش تحقيقات يونيسف در تهران شده بود آمارهايي از وضعيت خانوادگي تعدادي از دانش آموزان مشغول به تحصيل در مكاتب خودگردان استخراج كرده و در انجام  تحقيق با آنها همكاري كنم. درنتایج  يك بخش از تحقيق  تعداد فرزندان در 100خانواده ی مهاجر كه به طور تصادفي انتخاب کردم و به این نتیجه رسیدم که هر خانواده ی مهاجر افغانی به طور متوسط تقریباً 5 فرزند دارد.

با توجه به اینکه سطح فرهنگ خانواده های این دانش آموزان به خاطر سالها زندگی در ایران بالاتر رفته و اکثر آنها هم  تحت تاثیر تبلیغات کاهش فرزند بوده اند باز هم نتیجه ی آن این رقم می باشد می توان حدس زد که میانگین تعداد فرزند در خانواده هایی که در داخل افغانستان زندگی می کنند حداقل 6 تا 7 فرزند در هر خانواده  باشد. با یک حساب سر انگشتی می توان محاسبه نمود که اگر رشد جمعیت به همین ترتیب پیش برود ظرف مدت کمتر از ده  سال  جمعیت افغنستان حداقل 3 تا 4 برابر خواهد شد.

با توجه به وضعیت اقتصادی و پیشرفت افغانستان که دورنمای چندان روشنی هم ندارد  می توان پیش بینی کرد چه فاجعه ای در انتظار آینده ی کشور و کودکان فعلی و آینده خواهد بود. و هر روزه می شنویم که:

– کشور افغانستان به خاطر بازگرداندن کمتر از 500 هزار مهاجر در سال گذشته توسط  ایران و پاکستان  دچار بحران شده  و چندین وزیر آن مجبور به استعفا می شود.

– طبق اعلام وزارت معارف قریب شش میلیون کودک واجب التعلیم در کشور وجود دارد که وزارت معارف فقط به نیمی از آنها قادر به ارایه آموزش آن هم به شیوه عقب افتاده ای  که در افغانستان مرسوم است می باشد.

– رقابتهایی که بر سر ترکیب جمعیتی کشور وجود دارد و جمعیت بیشتر یعنی سهم بیشتر در قدرت سیاسی و … و هر کدام از اقوام آگاهانه و ناآگاهانه در تلاش به دنبال اقزایش سهم قومیت خود در هرم جمعیتی کشور می باشند و تاکید بر آنرا به دفعات از زبان بزرگان و سران هر قوم در محافل خصوصی و نیمه خصوصی می شنویم.

– فقر و بیکار در کشور در حال حاضر بیداد می کند و بسیاری از خانواده ها حتی یک وعده ی غذایی کافی برای خوردن ندارند و اکثریت کودکان افغانستان از سوء تغذیه رنج می برند.

– کشور افغانستان با دارا بودن جمعیت بالای 70 درصد بیسواد مطلق یکی از عقب مانده ترین کشورها از نظر تحصیل و نظام آموزشی و … می باشد.

اگر  صدها مشکل بزرگ و کوچک دیگر هم  که در حال حاضر دامنگیر کشور می باشد به این موارد  اضافه گردد می توان پیش بینی قریب به یقین کرد که چه فاجعه ای در حال وقوع است و آثار و تبعات آن برای کشور فلاکت زده ای مثل افغانستان چیست و کودکانی که در این شرایط و ناخواسته به دنیا آورده می شوند چه سرنوشتی دارند.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط