یادگار

روز معلم
1396-1-9- گلدان و گندم
این گلدان یا کوزه را همراه دوست ارجمندم مهندس محمدکریم مرادی در اردی بهشت 1382 و به عنوان هدیه روز معلم برای همکاران مدرسه خریدیم. باهم رفته بودیم میدان شوش بازار بلور و چینی فروش ها، بسیار گشتیم و مانده بودیم که چه بخریم، وارد یک سرای شدیم که چشممان به این گلدان افتاد، هم نقش زیبایی داشت و هم قیمت مناسبی. گفتم همین گلدان ها را بگیربم. جناب مرادی گفتند یک چیزی بگیریم که استفاده شود مانند ظروف چینی یا چیزی شبیه آن، گفتم اتفاقاً این خوب است که استفاده ی چندانی نمی شود و ماندگار خواهد شد.
یادم هست نزدیک 50 تا گلدان خریدیم و به هرکدام از همکاران سه واحد یک دانه پیشکش دادیم که پس از سالها بسیاری از همکاران هنوز این گلدان را در خانه شان دارند که در آن یا گل گذاشته اند، یا شکلات و یا نخ و سوزن و یا هم چیزهای پنهان کردنی دیگری را. یادگار مشترکی که هنوز در خانه یکایک همکاران آن سال مدرسه یافت می شود. گندم های داخل آن را هم یک روز پاییزی که رفته بودم پیش دوستم مهندس رضا ممتاز (Reza Momtaz) درروستای طالب آباد ورامین از باقی مانده ی یک گندم زار در نزدیک تپه ی بزرگی که در آن محل بود خوشه خوشه چیدم و به همراه سه کیسه سبزی تازه آوردم تهران و در داخل این گلدان گذاشتم.
این گلدان پانزده سال است که همراه مدرسه است و گندم های داخل آن نزدیک ده سال و هرکدام شاهد روزهای تلخ و شیرین مدرسه و آمدن و رفتن بچه ها و آموزگاران و همکاران بسیاری.
بی گمان آن روز هر هدیه ی دیگری خریده بودیم تاکنون شکسته و از میان رفته بود اما دلشادم که این کوزه ی به ظاهر بیکاره و بدون استفاده امروز وسیله ی مشترکی است در خانه ی بیش از پنجاه همکار مدرسه و هزاران خاطره ی را در خود جای داده است.
گلدان تان پر گل و خانه تان پر گندم بادا😍😇😊🙌🐥

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط