دستهای بخشنده

جشن

دستهای بخشنده- نویسنده نادر موسوی
1392-12-20

جشن بچه های کلاس چهارم و پنجم
در پایان جشن گوشه ای نشسته بودم که عکسها را بندازم روی لپتاپ. بچه ها هم داشتند از خودشان پذیرایی می کردند. یکیشان از پفک خود به منم تعارف کرد. یکدانه برداشتم. دیدم چندتایی دیگه هم آمدند و دستهایشان را دراز کردند و با اصرار که آقا بفرمایید. چشمم که به نگاههای مهربان و دستهای بخشنده ی شان افتاد گفتم یک دقیقه صبر کنید و رم دوربین را دوباره سرجایش گذاشته و این عکس زیبا را ازشان انداختم. بعد هم از هرکدام یک دانه پفک برداشته و خوردم. پفکی با طعم مهربانی!

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط