شاد هستم چون باتو هستم من- نویسنده نادر موسوی- 30-11-1398
اسما از کلاس یکم همینجا درس خوانده است. دختری کتابخوان، باادب، خنده روی و پر جنب و جوش. امسال کلاس چهارم است. دوسال پیش برایم یک شال گردن رنگی زیبا بافته آورد. هنوز شال گردنش را دارم. امروز در کتابخانه نشسته بودم که دیدم دارد کتاب جدا می کند. کمی همراهش گپ زدم. در باره ی کتابهایی که خوانده بود پرسیدم. با بردباری توضیح داد. آخرش پرسید شال گردنتان کجاست آقا موسوی؟ گفتم خانه است. گذاشته ام هروقت که برف آمد بپیچم دور گردنم. لبخند دلنشینی زد و رفت.


