مجله نوروزی «گل سرخ»

سالهاست که در مدارس دولتی ایران و برای تعطیلان نوروزی که حدود دو هفته است برای دانش آموزان مجله ای داده می شود به نام پیک نوروزی. در این مجله همراه با تکالیف درسی، آموزشهای دیگری از جمله آشنایی با آداب و رسوم  جشن نوروز و سال نو و مهمانی رفتن، آشنایی با شهرها و اقوام مختلف ایران، معرفی کتاب، نقاشی و دوستی با طبیعت، معرفی قهرمانان کشور و جوک و سرگرمی و … باشد. مجله در روزهای آخر سال فقط به دانش آموزانی مدارس دولتی داده می شد و بچه های مدرسه ی ما و دیگر مدارس خودگردان از داشتن این مجله ی شاد و دوست داشتنی محروم بودند.

سال اول تلاش کردم که برای بچه های خودمان این مجله را بگیرم اما با توجه به اینکه مدرسه های خودگردان فعالیت شان غیر قانونی بود، به بچه های ما این مجله را ندادند. وقتی نتوانستیم برای بچه ها پیک نوروزی تهیه کنیم در زمانی کوتاه و چند روز مانده به پایان سال برای بچه های چند برگه که همکاران روی آنها نقاشی هایی کشیده بودند همراه با تکلیف درسی و داستان های کوتاه و سرگرمی و چند خبر خوب و اطلاعاتی در باره ی کشور افغانستان و آداب و رسوم نوروز در آنجا آماده کرده و به شکل سیاه و سفید فتوکپی کرده و به بچه ها دادیم. در آن تعطیلات نوروزی بچه های ما هم خوشحال بودند چون آنها هم یک مجله داشتند. مجله­ی ما در برابر پیک های نوروزی دولتی بسیار ساده و بدون رنگ بود اما هویت افغانستانی داشت و بچه ها خود را در آن می دیدند به همین خاطر از آن بسیار استقبال کردند، این را پس از تعطیلات نوروزی که نامه های زیادی از بچه ها به دستمان رسید فهمیدم. نامه ها بچه ها پر از واژگان خوب و شادی و رضایت آنان بود.  این نامه ها به من و تیمی که کار می کردیم انگیزه و انرژی زیادی داد که سال دیگر جدی تر این کار را دنبال کنیم.

پیک گل سرخ

نادر و کریم در کنار لوحه‌‌ی مجله پیک گل سرخ که در روزهای نوروز با تیراژ بلند برای دانش‌آموزان مکاتب خودگردان توزیع می‌شد.

از تابستان سال 1380 تیمی برای طراحی و تولید محتوای پیک های نوروزی تشکیل دادم. این تیم ترکیبی آموزگاران مدرسه ی خودمان و مدارس دیگر بود. در میان آموزگاران کسانی بودند که خوب طراحی می کردند و کسانی که داستان می نوشتند و شعر می گفتند و این کار ما را بسیار آسان تر می کرد و کیفیت مجله را بالاتر می برد. پیش از آماده شدن مجله ی نوروزی در جلسه ای که با دیگران مدیران مدارس خودگردان داشتیم این موضوع را اعلام کردم. مدیران مدارس خودگردان وقتی کارهای انجام شده را دیدند، از آن  استقبال کرده و آمار دانش آموزان خود را به ما دادند تا به تعداد بچه ها چاپ کنیم.

با توجه به اینکه اختلافات قومی و نژادی و مذهبی و جنسیتی در جامعه افغاستان بسیار پررنگ است این مساله در طراحی مجله ای که همه ی

کودکان خود را در آن ببینند بسیار مهم بود. کوشش کردیم حتی در طراحی

چهره ها و لباس و نام ها و شهرها و برابری تعداد دختر و پسر در همه ی

نقاشی ها و داستان ها و تقسیم وظایف در خانواده و نشان دادن مشکلات فرزند زیاد و نمونه های مانند آن را لحاظ کنیم و با برگزاری مسابقات نامه نویسی و طرح پرسش های چالش برانگیز باورهای نادرست بچه ها را به چالش بکشیم و از طریق ارایه ی الگوهای مناسب و استاندارد و به کمک شعرهای کودکانه و داستان و نقاشی و خاطره نویسی، روحیه ی همدیگر پذیری و دوستی و مدارا را در آنان تقویت کنیم.

این مجلات از سال 1380 تا 1396 و به مدت 17 سال برای همه ی دانش آموزان مهاجر در مدارس خودگردان چاپ و پخش می شد. شبکه ی مدارس خودگردان در ایران یکی از قوی ترین و منسجم ترین شبکه های انسانی میان مهاجرین در ایران بود که هر ساله بین 80 تا 100 هزار کودک و حدود 2500 معلم را در نزدیک 300 مدرسه ی زیر زمینی در بر می گرفت و کمتر خانواده ای بود که با این مدارس آشنایی نداشته باشد.

  در طول مدتی که این مجله ها برای بچه ها چاپ و توزیع می شد با نویسنده­ ها و طراحان و شاعران کودک و گرافیست های زیادی آشنا شدیم و جلسات زیادی را برگزار کردیم که از درون این نشست ها  شبکه های دوستی دیگری شکل گرفت که بعد ها باعث انتشار مجله و کتاب و تشکیل کلاس های طراحی و شعر و داستان برای کودکان شد.

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط

magazine
مجله کودکان آفتاب