پوپوها

\

پوپوها- نویسنده نادر موسوی

1398-1-12
هیکل شان از مادر و پدر کلان تر شده و در لانه جا نمی شوند اما هنوز گوش و چشم شان به آواز و دهان مادر و پدر بیچاره است که باید از بامدادان تا شامگاهان برای این دو تا غولک، خوراکی بیاورند و آنها دو کومه ای بخورند!
می خواستم از لنگشان گرفته بندازم شان بیرون تا برای بچه ها بد آموزی نیاورده است اما دلم نیامد آخر هفته شان را خراب کنم!😅

به گفته ی وطنداران بیخی بیشرمی را از خود کرده اند با این تنبلی و بی ننگی! 😂

حیاط مدرسهواژه نامه:
غولک: غول کوچک
کلان: بزرگ
کومه: لپ، دو کومه ای: دو لُپی
بیخی: از بیخ، در کل
بی ننگی: بی عاری و تنبلی

 

 

 

 

افزودن دیدگاه

*Please complete all fields correctly

مطالب مرتبط